رضا قليخان هدايت

1667

مجمع الفصحاء ( فارسي )

بر نيلگون بنفشه فشاند شكوفه باد * همچون ستارگان ز بر نيلگون سما پيش از همه گلى گل رعنا نمود روى * يك رويش از نشاط و دگر رويش از عنا رويى چو روى عاشق و رويى چون روى دوست * اين برده رنگ بسّد و آن لون كهربا چون طفل هندوان نگران اندر آينه * ماغان همىكنند به حوض اندر آشنا خيرى چو روى عاشق بيچاره از فراق * لاله چو روى دلبر مىخواره از حيا تابان چو ناردانهء سرخ از بر پرند * بيجاده‌رنگ لاله ز پيروزه‌گون گيا و له ايضا تا خلد به باغ داد رونق را * خوش گشت نوا مرغ مطوق را از نالهء بلبل و نسيم گل * بفزود هوا دل مشوق را مانند به باغ بلبلان از گل * حوران متوج و مغرق را پشته ز بنفشه نيز مانند است * از دور يكى ستور ابلق را از تازه بنفشه مرزها يكسر * مانند بساطهاى ازرق را مانندهء زلف زنگيان آمد * در باغ شكوفه شاخ فندق را از سرخ ورقهاى گل افزون شد * بازار مى سرخ مروق را در صفت بهار و مدح سلطان كامكار سرخ‌گل بشكفت و زو شد باغ و بستان بابها * خلد بگشادست سوى باغ و بستان بابها بيد را از باد تابش برف را از دم دمار * راغ را از لاله بستر باغ را از نم نما